نمایش مستند بن بستی با دیوار های بلند

نمایش مستند بن بستی با دیوار های بلند

جلسه نمايش و نقد مستند ” بن بستی با دیوارهای بلند ” به کارگردانی فرشید ذوالفقاری در روز پنج شنبه چهارم خرداد در کانون نویسندگی پاییز برگزار شد .
مستند مذکور به کودکان کار خانواده های پاکستانی که در حومه شهر ورامین زندگی می کنند ، می پردازد . این مستند به سفارش جمعیت دانشجویی امام علی ساخته شده است که در جلسه پنج شنبه بر خلاف موضوع تلخ و گزنده فیلم بسیار گرم و خوب بود .
بعد ازنمایش فیلم، ناهید طباطبایی نویسنده و میثم رازفر فیلمساز انتقادهایی را به روایت فیلم و زاویه دوربین کارگردان کردند
اما مبحث بعدی که ناهید طباطبایی مطرح کردند و خیلی باب بحث را بین حاضران باز کرد این بود که خانواده ای کودک خود را برای امرار معاش به کار کردن مجبور می کند صرفا این موضوع فرهنگی نیست و منشا اقتصادی دارد .دوستانی که از جمعیت امام علی در جلسه حاضر بودند دلایل خودشان را مطرح کردند . مخصوصا خانواده های قوم غربت ( کولی ها ) و مهاجران غیر قانونی ، تکدی گری را به عنوان یک شغل پردرامد دنبال می کنند و از کارهای دیگر برایشان راحتر است . ولی چیزی که مسلم است با تایید نظر ناهید طباطبایی ، نمی توان ریشه سو استفاده از کودکان را فرهنگی دانست و فقر عامل جدی سوق دهنده خانواده ای است که برای خرج یومیه خودش هم در جا زده میزند.
اما شاید بحث داغ و اصلی پیرامون این موضوع بود که متولی و مسئول بچه های کار کیست ؟آیا این نیست که تک تک ما مسوولیم و نباید از کنار این بچه ها یی که هر روز آن ها را می بینیم ، بگذریم .
خبرنگار ها و فعالان جامعه شناسی حاضر در جلسه بحث را بردند به سمتی که این بچه ها دارای باند هستند . باندهایی که مافیایی اند و برخورد با آن ها وظیفه فقط دولت هست که حتی شاید به نحوی سودی از این امر می برد . حتی عزیزی اشاره کرد که ماموران شهرداری از این بچه ها یک مبلغی را دریافت می کنند که ان ها را جمع نکنند . اما دوستان جمعیت امام علی معتقد بودند که همه بچه هایی که ما سر چهار راه ها در مترو و جاهای دیگر می بینیم از باند خاصی نیامدند و خانواده این ها را مجبور به کار می کند و باید پدر و مادر ها را آموزش داد و بچه ها را به سمت بچگی و فعالیت های مناسب سن خودشان سوق داد اما دوست خبرنگار ما به شدت مخالف بود و اینکه جمعیت امام علی نوک پیکان را به سمت تک تک آدم ها گرفته بود را نمی پسندید .
در پایان فرشید ذوالفقاری تاکید کرد که می شود در مورد بچه های کار چیزی تلخ تر و گزنده تر ساخت . اما ایشان قصد این را داشتند که فقط نشان بدهند بچه های کار از خانواده های مهاجر مسائلی به مراتب بدتر از بچه های کار هم وطن خودمان دارند . چون نه امکان تحصیل دارند نه امکان گرفتن شناسنامه و داشتن هویتی که باعث شود بتوانند از خدمات شهروندی استفاده کنند .چون اکثرا بصورت غیر قانونی وارد شدند و سال هاست در وضعیت بد و بسیار ابتدایی امکانات ( بدون حمام و بدون سرپناهی درست ) زندگی می کنند .
نباید به سادگی از کنار دختر و یا پسری که نزدیک ماشینمان می شود بگذریم . فردا روز همان بچه بزرگ می شود . کیفمان را می دزد یا چاقو می گذارد زیر گلویمان و به ما تجاوز می کند . بچه ای که وادار به گدایی می شود هر روز توهین می شنود و تحقیر می شود و پیشنهاد های جنسی متفاوت دارد و مثل خفاش شب این سیل خشونت را برخواهد گرداند . خفاش شب در بچگی در کانون اصلاح و تربیت بارها مورد تجاوز قرار گرفت وقتی یک بچه بیشتر نبود و تبدیل شد به جانی بالفطره ای که در کمال خونسردی تجاوز می کرد و می کشت .
(نویسنده گزارش: مریم محمدی)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو + 14 =